محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )
462
رشحات البحار ( فارسى )
موجب انواع فناى وى مىشود . همچنانكه خداوند متعال فرمود : آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا صفت پنجم [ شرفياب شدن وى به علم به حقايق ؛ ] شرفياب شدن وى به علم به حقايق ؛ بهطورىكه همه اسماى الهى و لوازم اسماى وى ، و نيز معرفت طرق سير بندگان و انواع استعدادها بر وى منكشف باشد . صفت ششم [ اينكه علم وى لدنى و ناشى از تجليات ذاتى خداوند باشد ] اينكه علم وى لدنى و ناشى از تجليات ذاتى خداوند باشد نه اينكه از ناحيه اولياى وى به دست امده باشد . تا اينجا روشن شد كه سالك كيست ؟ عاشق است . به سوى چه كسى سلوك مىكند ؟ به جانب انسان كامل . بااينحال در اينجا دو امر باقى مانده است : امر يكم : وجه سلوك خداوند متعال در اين آيه به اين مسئله اشاره كرده و فرموده است : قالَ لَهُ مُوسى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً « 1 » بايد دانست كه رشد بر دو بخش است : يكى ، هدايت شدن به احكام كثرت و حفظ محضر كه اين نوع مقام موسى ( ع ) و همه انبيا است و در اين بار نيازى به جناب خضر ندارد . برعكس خضر به وى نيازمند است ؛ زيرا موسى پيامبر مطلق است . ديگرى ، هدايت شدن به احكام وحدت ، و حفظ مقام حاضر و حضور وى .
--> ( 1 ) . كهف ( 18 ) : 66 .